حکمت وداع
کمکم تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يک دست و زنجير کردن يک روح را ياد خواهي گرفت.
اينکه عشق تکيهکردن نيست و رفاقت، اطمينان خاطر.
و ياد ميگيري که بوسهها قرارداد نيستند و هديهها، عهد و پيمان معني نميدهند.
و شکستهايت را خواهي پذيرفت سرت را بالا خواهي گرفت با چشمهاي باز با ظرافتي زنانه و نه اندوهي کودکانه
و ياد ميگيري که همهي راههايت را همامروز بسازي که خاک فردا براي خيالها مطمئن نيست و آينده امکاني براي سقوط به ميانهي نزاع در خود دارد
کم کم ياد ميگيري که حتي نور خورشيد ميسوزاند اگر زياد آفتاب بگيري.
بعد باغ خود را ميکاري و روحت را زينت ميدهي به جاي اينکه منتظر کسي باشي تا برايت گل بياورد.
و ياد ميگيري که ميتواني تحمل کني... که محکم هستي... که خيلي ميارزي.
و ميآموزي و ميآموزي
با هر خداحافظي ياد ميگيري.
سارا
خداحافظ |